سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
تیر 89 - طعم شیرین دو دقیقه

حس دیجیتالی!

ارسال‌کننده : یک محمد در : 13/4/89 5:30 عصر

_ آقای دکتر! تو رو خـــدا دستم به دامنت. حال مریض ما خوب می شه؟
_ بله جانم. توکل بر خدا
 _ اع؟! خب پس... من رفتم سر کارم. بی زحمت حالش خوب شد زنگ بزنید بیاییم ببریمش!!



کلمات کلیدی :

آی اَم هیــیــِر اِگیْن !

ارسال‌کننده : فاطیما در : 10/4/89 6:57 عصر


چقدر دلم برای صفحه ی "ارسال یادداشت جدید" ِ پارسی بلاگ تنگ شده بود و خودم خبر نداشتم
فعلا گفتم یک سلامی عرض کنم . بـــَله !


 




کلمات کلیدی : سلام، حال شما چه طوره؟، مامان اینا خوبن؟، بابا چه طورن؟، خب ، خدارو شکر

بخندم یا بگریم

ارسال‌کننده : حامد احسان بخش در : 9/4/89 12:18 صبح

گاهی بعضی خبرها دلت رو میلرزونه !
بعد با خودت هر چی فکر میکنی ؛ نمیفهمی که الان باید بخندی یا گریه کنی .
اونوقت یادت میاد که باید بترسی؛ ...« فقط بترسی ...» ...




کلمات کلیدی :

راست می‏گم به خدا

ارسال‌کننده : رائد در : 7/4/89 8:41 عصر

سوژه خوبی است دوست شدن با کسی، و دوست ماندن با کسی؛ برای تفاخر. سوژه جالبی نیست البته قرار گرفتن در نقش کسی که دوستی با او، بیش از آنکه به خاطر خودش باشد، برای تفاخر به دوستی اوست.


فرقی نمی‏کند البته. لباس هم خوش‏اش نمی‏آید. لباس زیبا، لذت می‏برد اگر به خاطر زیبایی‏اش پوشیده شود؛ اما -شک ندارم- آزار می‏بیند اگر به خاطر فخرفروشی به این و آن پوشیده شود. دوستی هم همین است.




کلمات کلیدی :

روز مرد

ارسال‌کننده : حامد احسان بخش در : 5/4/89 1:2 صبح

یعنی اگه فردا مسئولین کشور برن پیش رهبری و آقا بخواد روز «مرد» رو بهشون تبریک بگه، کدومشون لیاقت دارن؟



کلمات کلیدی :

کو ! نشان از پدر

ارسال‌کننده : سایه ساروی در : 3/4/89 12:50 عصر

بکار بردن الفاظی غیر اخلاقی از  کسی که  دیگران رو با چوب بی اخلاقی میرونه جای تعجب دارد؟ندارد؟ ... یحتمل گزینه سوم .
با یه رجوع به پیشینه ایشون در ارائه نظرات شتابزده قبلی؛ نظر سوم رو دال بر بی اخلاقی فرد مدعی قوت می بخشه . نظراتی مانند: ... « از سرانِ فتنه خوندنِ شخص رییس جمهور به واسطه انجام مناظرات و دست داشتن رییس جمهور در جریان ممانعت مردم از سخنرانی سید حسن خمینی در مراسم سالگرد امام (ره)...».




کلمات کلیدی :

سلام دو مینی ها

ارسال‌کننده : سایه ساروی در : 2/4/89 2:8 عصر

خب انگار باز مائیم و دو مین و شما ...
انگار ما عهد و پیمانی نا گسستنی با دو مین داریم . بقول شاعر : ... « من نه خود می روم ؛ او مرا می کِشَد ...» .
انشاءالله با کمک شما دوستان عزیز که همیشه یار و همراه دو مین و دو می نی ها بودین بتونیم روزهای اوج دو مین رو برگردونیم ..


*در این قسمت از یه شاعر بد و بی ادب و ضد انقلاب و از این حرفها یه شعر تصور کنین که گفته بود میاییم و دوباره گذشته شیرین را برمیگردونیم و از این حرفا
خب تو کامنتا دعوام کردن و منم برش داشتم دیگه             
                      




کلمات کلیدی :