• وبلاگ : طعم شيرين دو دقيقه
  • يادداشت : سرعت گير
  • نظرات : 0 خصوصي ، 3 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام .خيلي قشنگ توضيح دادين.راست ميگين ما همه ش زير نظريم. بايد مواظب باشيم.من يه كاري كردم كه ديگه جرات يه وقت مخفيانه گناه كنم .اونم اينه كه قسم خوردم هر كار بدي بكنم به مامانم بگم. براي همين يه وقت اگه بخوام كاري كنم مثلا دروغ بگم ؛ ميگم روم ميشه به مامانم بگم.براي همين ديگه مثلا اون دروغو نميگم.

    داداشم هم يه كار جالبي ميكنه .يه كاربدشو وقتي ميخواد ترك كنه.تصميم ميگيره 40 روز اون كارو ترك كنه بعد ميگه بعد از 40 روز ديگه آدم ترك ميكنه .

    حالا نميگم كار من خوبه .من بايد ايمانم به جايي برسه كه از خود خدا خجالت بكشم نه مامانم.يا بابام. ولي خوب براي شروع خوبه.

    يا سلام!
    ... چقدر نوشته تون شبيه حرفاي يه استاد قديميم بود...
    مي گفت بايد مواظب دوربيناي اوس كريم بود... اين جوري ديگه حواسمون جمع مي شه كه نيفتيم تو سرازيري گناه...

    دعامون كنين حواسمون جمع شه!!

    سلام

    انگار پليس هميار شديد شما هم

    چشم از اين به بعد دقت مي كنيم