اول به سايه خانوم جونم!من كجا گفتم غير آدم؟!!!!!! منظورمم از فاسد و افسد... فكر كنم روشنه! وقتي كه صدا و سيمامون... گير داره! باز شرف داره به خيلي چيزاي ديگه!... يه چيزي تو مايه هاي همون كامنت شما كه اگه يه جاهايي شل نگيريم نتيجه بدتر مي شه! ... ماهواره و اينا!!!برنامه هاي صدا و سيما مي شه فاسد... اون از ما بهترونيا مي شه افسد!!!!منم نه به چشم دشمن نگاه مي كنم، نه ضد انقلاب، نه مغرض... تازه عليرغم خرابكارياي زياد جناب ضرغامي... هنوز باهاش خوبم... متاسفانه!اونيم كه گفتم ذات اين موجود آدم شدني نيست، منظورم ذات تلويزيون بود!... رسانه اي به نام تلويزيون با مشخصات و ويژگيهاي خاص خودش!!!قانع كردن شما هم كه كار جناب رائده! به ما چه؟!ضمن اين كه فكر كنم خودم بايد الان جواب جناب رائد رو هم بدم!دوم به جناب رائد!!مخالفت با نظر شما كه امكان ذاتي داره مشكلي نداره!!!! و براي اين كه تحقق عينيش رو هم ببينيد، بايد خدمتتون بگم باهاتون مخالفم!به اندازه ي من تو بحث نيستين؟! فكر كنم بحث مال شما و سايه خانوم جونمه! ما كه نخودييم و بيرون بحث!گفتن كم آووردن چه دردي رو از شما دعوا مي كنه؟! اگه منظورتون اينه كه برن و راه رو برا يه سرياي ديگه باز كنن، يه حرفي... هرچند مطمئنم اگه خود شما رو هم بذارن جاي جناب ضرغامي، مشكلات هم چنان باقيست!!!قبول كنيد! منم خيلي انتقاد دارم اما وقتي پاي كار اجرايي مي آد وسط... موضوع فرق داره! كار زيادي سخت مي شه! من و شما خيلي شاد نيشستيم بيرون گود و مي گيم لنگش كن!تاكيد امام و آقا رو هم قبول دارم! مطمئن باشيد اگه به اندازه ي شما به اهميت رسانه اونم صدا و سيما بعنوان عمومي ترين رسانه معتقدم نباشم، اعتقادم كمتر نيست! اما فكر كنم شما خوب بدونيد كه گاه اضطرار حتي حروم رو حلال مي كنه! من حرف مك لوهان رو شديدا در اين زمينه قبول دارم كه رسانه همان پيام است!... ذات تلويزيون جداي از هر محتوايي كه توش ريخته بشه، موجود بي خوديه كه با مباني ما مشكل داره! مثه همين اينترنت كه ناجور بر مباني غربي استواره حتي اگه ديني ترين مطالب رو بذاريد تو وبلاگ يا سايتتون!اما خب الان در حال اضطراريم، نمي شه بي خيال اينا شد! ناچاريم تحملشون كنيم و سعي كنيم به بهترين وجهي كه مي شه ازشون بهره ببريم!!!شهيد آويني؟... منسجم نخوندم نظراتشونو ولي تا اون جا كه شنيده م فكر كنم بيشتر مويد حرف من باشه نظراتشون!!!خواستين دقيق تر مي رم دنبالش!
اون بخشي ش که به بنده ربط داره به بنده ربط داره! پس حرف مي زنيم درباره اش!1- به اندازه شما توي بحث نيستم يعني اينکه به اندازه شما سرم نميشه و تخصص ندارم.2- اينکه اگه يه کساي ديگه بيان ممکنه وضع بدتر بشه، دليل نميشه که ما انتقادات خودمون رو نگيم. و ايضا دليل نميشه که خودمون رو به وضع موجود دلخوش کنيم و اوضاع کنوني رو آرماني بدونيم. 3- به نظر من جواب لنگش کن و اين حرفا بيشتر مغالطه ست تا جواب؛ چون حضرات صداوسيما ادعاشون اينه که همه چي درسته و خوبه و خوبه و هر کي حرف مفت ميزنه مغرضه؛ دقيقا مثل دولت! اگه من باشم دست کم اين همه پرروبازي در نميارم. اوکي؟4- رسانه همون پيامه! قبول. اما قرار شده ما تا جايي که مي تونيم سعي خودمون رو بکنيم. درسته؟ حرف من اينه که مثلا سانسور سياسي و اباحي گري فرهنگي نمي تونه هيچ توجيهي داشته باشه؛ چون حضرات دارن خيلي راحت هر دو کار رو -در عين حال که کاملا متضاد هستن- انجام ميدن. چجوريه که صداوسيما خوب ميتونه تک صدايي سياسي رو نمايندگي کنه و هيچ باکي هم نداشته باشه؛ اما نمي تونه يه خرده هم که شده بازيگراي لوس و ننر و بعضا فاسد رو از خودش دور کنه؟ پس مي بينيم که اين بحث با بحث اصالت النجس بودن رسانه و تکنولوژي وارداتي فرق ميکنه! چي گفتم!5- ادعاي من درباره شهيد اويني و ارتباطش با شما و صحبت هاتون اين بود که صحبت هاي شما خيلي نزديکه به تئوري هاي شهيد آويني! و نظر من هم همين بود که نظرات ايشون مويد شما هستن! نکته جالبي که انتظار داشتم دريافت کنيد اين بود که شهيد آويني برخلاف نظريات شون خيلي خوب تونستن از رسانه استفاده کنن؛ به گونه اي که تا حد زيادي تئوري هاي کتابي خودشون رو نقض کردن! روايت فتح رو که يادتونه؟!البته اين نکته هم هست که ايشون فقط بعد مستند رسانه رو مورد استفاده قرار دادن.من نخوام هم بهتره دقيق بريد دنبالش!