• وبلاگ : طعم شيرين دو دقيقه
  • يادداشت : ...سري است خدايي!
  • نظرات : 0 خصوصي ، 16 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    اومديم و پس از دعوت ميهمانان براي اثبات درستي عشق، جماعت به جاي به سخره گفتن يوسف، زليخا را به سخره گرفتن...

    مي شه تو زليخا بودن ميزبان هم شك كردا!

    پاسخ

    سلام. اولاً كجاي نوشته ي من اومده كه يوسف رو به سخره مي گيرند؟!؟! ثانياً شك غالباً نسبت به يك ويژگي مثبت روي مي دهد و به اين معنا، شك نسبت به يك آدم، يعني زير سؤال بردن اون آدم. اما زليخا بودن مزيت و ويژگي مثبتي نيست كه بخواهيم در مورد كسي به آن شك كنيم. به متن دقت كنيد:( آخرش چه؟! مي شدم يكي مثل زليخا) اين نوع بيان يعني كه با اين كار، يعني توصيف ظاهري معشوق آخرش به هيچ جا نمي رسم. زليخا مگه كيه؟! زني كه زيبايي هاي ظاهري يوسف دلش را برده و او براي پاسخ به اين هوس هر كاري مي كند. حتي اگر عزيز مصري هم در زندگي زليخا نبود كه اين هوس، ننگ خيانت را هم با خود داشته باشد، باز هم زليخا هيچ نبود جز تجلي يك هوس. و من فقط خواستم بگويم نمي خواهم زليخا باشم. ضمناً ميزبان اگر زليخا نباشد، اصلاً ميزبان چنين ضيافتي نمي گردد.//////انصافاً كامنت قابل توجهي بود. ممنون.برقرار باشيد أخوي!