• وبلاگ : طعم شيرين دو دقيقه
  • يادداشت : سكانس اول
  • نظرات : 0 خصوصي ، 9 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سوتك حالا چرا دعوا مي كني؟ شوخي بود بابا
    تازه من كه منظورم اين نبود كه سهميه ي شماها رو كم كنن كه شاكي شدي، مي خواستم بگم بقيه فعال تر شن

    !!!!Help meeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

    + سايه 

    سوتك جونم

    ميبينم كه كم كم كم كم داري حال نويسنده هاي اول هفته ي قبل رو ميدركي:دي

    در مورد اسم داستان هم هنوز نطرم همونه.

    در مورد تبحرت در نوشتن قصه هم آخر باري باشه كه اين رو ميگي

    وگرنه مجبور ميشم كه باز دعوتت كنم به دم در دو مين .

    اوكي؟؟

    بسمه تعالي

    مديريت محترم دومين

    سلام عليكم

    بدينوسيله از جنابعالي تقاضا مي‏شود نسبت به سهميه بندي كامنت نويسندگان دومين در اين وبلاگ سريعا اقدام بفرماييد .

    با تشكر

    جمعي از خوانندگان

    پاسخ

    به مديريت محترم دومين سلام شده يعني من جواب ندم؟! :دي
    اي بابا! نوشته ها سهميه بندي شد هيچي نگفتيم، بنزين سهميه بندي شد، هيچي نگفتيم، دانشگاه سهميه بندي شد هيچي نگفتيم، ديگه به كامنتا چي كار دارين؟ دهه! :دي
    آخ جون! من اين هفته مشق ندارم :دي
    پاسخ

    نچ نچ نچ! بلاگره تنبل :دي
    + سايه 

    سلام

    خب ديشب خيلي خوابم بود و ....

    من فكر ميكنم كه اگه داستان اسم داشته باشه انگيزه براي پيگيري بيشتر ميشه و بعدشم اينكه همون اسم داستان يه مقدار راه رو براي ادامه باز ميكنه و روشنگري ميشه براي بقيه.

    در خصوص ته نوشت هم بايد بگم كه خب جناب رائد هم اون هفته دقيقا در حوالي همين ساعت نوشتند. تازه با توجه به اين مطلب كه تو معمولا هميشه نفر اول بودي و معمولا آمادگي داشتي و همين ساعات مينوشتي.

    فعلا همين.

    پاسخ

    دوباره عليك سلام!... موافق نيستم، اسم به داستان جهت ميده، در حاليكه خود همين ميزان از اطلاعات مي تونه نويسنده ي بعد رو راهنمايي كنه برا ادامه دادن، اين جوري فكر كنم خلاقانه تر باشه. اسمشم باشه نفر آخر بذارن كه همه ي قصه تموم شده! فكر كنم اين جوري بهتر باشه... جناب رائد استادن! چه ربطي داره به سوتك كه هيچي از قصه سر در نمياره؟؟!
    + سايه 

    سلام

    خب خوب شروع شد

    فقط

    ببينم يكيشون كه معلوم بود دختره. يعني گفته بودي. اون يكي رو هيچ نگفتي. خوب ميشه اون يكي و پسر يا دخت فرض كرد و نويسنده بعدي دستش باز ميمونه.

    فعلا تا ببينيم چي پيش مياد.

    پاسخ

    سلام!... خدا رو شكر!... منم منتظرم!
    + حامد 

    من از همين الان اخر داستان رو مي گم.

    اون دختره اسماعيل بوده. به خاطر همين هم از سر و وضعش تعجب كرده.

    پاسخ

    !
    خسته نباشين.
    خوب بود. فک کنم اينم فيلم هندي بشه آخرش :دي
    پاسخ

    ممنون! هم بابت خسته نباشيد، هم اميد دهندگيتون!!!