• وبلاگ : طعم شيرين دو دقيقه
  • يادداشت : ادامه
  • نظرات : 0 خصوصي ، 9 عمومي
  • درب کنسرو بازکن برقی

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + نا غريبه 
    محمد يه خال کرم ماليده بود روي صورتش؟ که چي بشه؟ اصلا ميشه يه خال کرم روي صورت رو نشون داد؟
    مجبوبه خواب ديد؟ تو بي هوشي خواب ديد؟ نع! شايدم الهام!...اه...گيج شدم که؟!
    آخه چه ادامه اي بود ؟
    راستي بهتر نبود داستان که شروع ميشه، اسم داشته باشد و بعد ادامه اش شماره داشته باشد؟مثلا اينجوري...
    داستان محبوبه
    محبوبه 2...
    مجبوبه 3...الي آخرو بعد که به قسمت پاياني رسيدي، بنويسي پايان داستان محبوبه...چطوره؟
    + فاطيما 
    خوشحاليم كه نگذاشتيد هندي شود!
    + فاطيما 

    سلام.خوش اومدين...

    عالي ادامه دادين...

    تا ببينيم پايانش چي ميشه!

    سلام. خوش اومدي. زيبا هم نوشتين. اما تلاش من رو براي پسر نمودن اون بنده خدا از بين بردين :)) // به تيکه هاي زير از متن قبلي توجه کنين:
    هميشه خودمو جلوش کوچيک کردم ولي اون اصلا متوجه نبود. تقصير خود خنگمه که بلد نبودم دو تا جمله ي درست و حسابي رديف کنم. حتي يک بار هم بهش نشون ندادم که تو فکرشم. که بهش علاقه پيدا کردم. که ...”
    و
    خدايي هم حسابش را بکني خوب دوستايي بوديم براي هم
    خب اين دوتا جمله، اگر شخصيت دوم دختر باشه که خيلي بدآموزي دارن :دي/ درهر حال خسته نباشين
    + زيرزمين 
    معلوم شد طرفد دختره. حالا ميمونه رابطه ي اين محمد با اين دو تا دختره! هنوز يه كنجكاوي ته مخم مونده.
    + سوتك 
    سلام!
    زيبا بود!...
    تغيير مجدد شخصيت هم جالب بودُ‌ گرچه به نظرم با توجه به نوشته هاي قبلي... البته خودتون هم گفتيد پسر بودنش رو نمي شه قطعي دونست ولي خب دختر بودنش هم يه جوريه!!!
    بازم خدا رو شكر كه ديگه قطعي الهام شد و تا آخر داستان نبايد منتظر باشيم ببينيم باز اين شخصيت داستان چقدر بايد بين دختر و پسر بودن گيج بمونه!
    + سايه 

    در خصوص داستان و قلم تواناي شما كه

    بايد بگم من در اندازه نظر دادن رو مطالب شما نيستم

    اما چند نكته قابل ذكره:

    يكي تغيير جنسيت اين دونفر كه هر دو دختر شدن. (قابل توجه فاطيما جونم)

    دوم تغيير مجدد روند داستان به سمت و سويي جديد. مسير جديد جالب شد.

    فكر كنم داستان يه ..........باشه. نچ نوگويم بيمزه بشه

    در كل عالي بود و ممنون. خيلي خوب نوشتين.

    بقول فرمايش جناب احسان بخش ببينيم بعديا چه ميكنن :دي

    پاسخ

    اول از همه، شرمنده‌ مي‌شم به خاطر تعريف‌هاي شما که قابلش نيستم. اما در مورد تغيير جنسيت بايد به بقيه‌ي دوستان بگم که من کلي با سايه‌خانم بحث و تبادل نظر کردم که ببينم آيا نشونه‌ي قطعي براي پسر بودن اين خانم وجود داره يا نه. تقريبا مطمئن شده بودم که پسره ولي در آخرين لحظه، احساس کردم دختر هم مي‌تونه باشه. بعد براي اين که بقيه اذيت نشن،‌ اسمش رو هم گذاشتم الهام. اين طوري همه از سردرگمي هم در ميان. اسمايلي شيطنت‌آميز و خبيث!
    + سايه 

    سلام به جناب آقا حامد

    اول خوش آمد بگم و تشكر كنم از قبول زحمت.

    خوش آمديد و ممنون.

    پاسخ

    سلام. من هم از اين که دعوتم کرديد خيلي ممنونم.

    سلام

    خوش اومديد حامد جان.

    البته اين حامد كه من نيستما.

    باز هم داستان يه مسير ديگه به خودش گرفت.

    قشنگ كار كرده بودي ممنون.

    ببينيم بعديا چه ميكنن.

    سايه خانوم و رائد.

    پاسخ

    سلام. خيلي ممنونم از لطفت. من هم منتظر بقيه‌ي داستان هستم.