سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
نمی‏توانم - طعم شیرین دو دقیقه

نمی‏توانم

ارسال‌کننده : رائد در : 29/2/87 12:50 صبح

مامان. این کلمه با این کلمه خیلی فرق داره: مامااااااان.


این اولش. بعد این‏که وقتی اسم مامان میاد من یه جوری میشم. به کسی مربوطیتی نداره دقیقا چجوری میشم ولی اجمالا بدونید خودم هم نمی‏دونم دقیقا چه حسیه!


مامان. حکما با مادر خیلی تفاوت می‏کند. حق داری باور نکنی اما برای من زیاد توفیر ندارد؛ مادر یا مامان. هر دو تنها ادراک‏هایی انتزاعی هستند. نه که درک نکنم مادر یعنی چه و مامان یعنی چه! حتا از این هم اگر بگذریم که برای درک مادر بودن باید مادر بود، دست کم برای درک مادری باید مادر را درک کرد. البته این‏ها را باید درباره‏ی مامان می‏گفتم.


مامان از آن چیزهایی است؛ چیزها که نه! راستش هیچ کلمه‏ای نتوانستم پیدا کنم؛ شما بگویید از آن دست معجزاتی است که نمی‏توان شرح کرد؛ و نمی‏توان تفسیر کرد. راستش را بخواهید بارها و بارها جسارت کرده‏ام و گفته‏ام مامان یعنی دلسوزی بیش از اندازه؛‏ یا گفته‏ام مامان یعنی عشق بیش از اندازه به فرزندان؛ اما بی‏شک چرندیاتی بیش نگفته‏ام.


شک ندارم اگر 5 پدیده‏ی غیر قابل فهم در میان مفاهیم دنیا باشد، یکی‏اش همین مامان است.




کلمات کلیدی :