شادی در اسلام!
روز تولد امام هشتم است. حرم آقا امام رضا(علیه السلام) را نشان می دهند که مداحی می خواند و صدای کف زدن می آید! آیلین 5 ساله ما گوشه ای کز کرده است و سخت توی خودش است. مامان آیلین:"دخترم، تولده ها. چرا ناراحتی مامانی؟" آیلین:"خب پس چرا آقاهه روضه میخونه؟ چرا صدای سینه زدن میاد؟" نه مامان آیلین و نه من، جوابی برای دادن نداریم. تلویزیون را خاموش می کنم.
چهارم محرم است. مداحی می خواند و جماعتی سینه می زنند. آیلین 5 ساله اما بدجوری خوشحال است و دست هایش را به نشانه رقصیدن تکانی هم می دهد! مامان آیلین:"خانومی، محرمه ها!! یادته داستان امام حسین و کربلا رو که واست گفتم؟" آیلین:" اِ اِ اِ، خب تولد هم که بود آقاهه همینجوری می خوندکه!" تلویزیون را خاموش می کنم.
شنبه صبح ها برنامه ی «خونه به خونه» برای کودکان! پخش می شود. عمو ها می خوانند و حرکات موزونشان(نه رقص ها!) و موسیقی هایشان حال می دهد برای عروسی! پدر بزرگ که اینجاست اتاق را ترک می کند. می گویم: اگر حرام است به ما هم بگویید گوش ندهیم! سری تکان می دهد و می گوید: "خدا می داند. من احتیاط می کنم" دیگری می گوید: "لابد چون برای ایرانی های مقیم خارج است دلیمبو دامبو اش زیاد است." دلم می گیرد. مگر قوانین اسلام، ایران و خارج از ایران دارد؟ تلویزیون را خاموش می کنم. آیلین 5 ساله شاکی می شود و من هیچ ندارم برای گفتن.
جمعه صبح است و ایران. برنامه «فتیله فردا تعطیله»، عمو ها با همان موسیقی ها و همان حرکات، همان شعر ها را می خوانند...ماه مبارک رمضان است و ایران.
کلمات کلیدی :

