سفارش تبلیغ
صبا

نارسیس لب جوی آب 4

ارسال‌کننده : در : 87/1/31 3:52 عصر

به نام خدا
********حضرت علی (ع): نماز، داروی تکبر است.************

ادامه از پست قبل :
شاید سخن گفتن از"من" در لحظاتی سرشار از خشوع و هنگام افتادن به خاک، و فلسفه آن که سجده نزدیک ترین حالت بنده نسبت به خدا معرفی شده است، این نکته باشد که "من" را باید از میان برداشت و به خاک سپرد تا به "او" نزدیک شد. به قول ملامحسن فیض کاشانی (ره) :

با من بودی ، منت نمی دانستم

یا من بودی ، منت نمی دانستم

چون"من" شدم از میان، تو را دانستم

تا من بودی، منت نمی دانستم

پی نوشت ها:

1- مطالب علمی این مقاله از جلد سوم ترجمه فارسی کاپلان ـ سادوک ، صفحات 286 ـ 284 اقتباس شده است.

2- پرتوی از اسرار نماز ـ اثر حاج شیخ محسن قرائتی ـ صفحه174
منبع :سایت تبیان
**********************
پ 1. : جمله های آخر که نوشتم ادامه مطلب تو پست بعد و..  دیگه تو تبیان نبودا همه از خودم بود درمان تو پست بعد و اینها همه از خودم بود

پ 2.: بعضی شاعرها مثل مولوی مثلا آخر بیتهاشون جمله یا کلمه کم میارن کلمات بی معنی گفتن مثل یر للی یا ترللی و...
خوب من دیدم لب جوی چیزی یادم نمیاد چون جوب آب نداریم تو شهرمون . و موش و گربه (همون که خاله سایه گفته ) رو دوست نداشتم .نمیتونستم چیزی ننویسم که اینهارو نوشتم تازه تو همه پستها لب جوی هست .

پ3 . :
نتیجه اخلاقی هم داره این مطالبی که گذاشتم راجع به  لب جوی ؛که وقتی لب جوی نشستیم خودمونو توش نگاه نکنیم تا مثل نارسیس دچار بیماری اختلال شخصیت نارسیتیک نشیم

پ 4 .امیدوارم خوشتون اومده باشه






کلمات کلیدی :

نارسیس لب جوی آبی نشست 3

ارسال‌کننده : در : 87/1/31 3:40 عصر

به اعتقاد بسیاری از روان پزشکان درمان "اختلال شخصیت خود شیفته" بی نهایت مشکل است، چون برای پیشرفت درمان، خود این افراد باید دست از خودشیفتگی بردارند که این کار راحتی نیست و در واقع هنوز داروی شیمیایی که بر"عدم تعادل ناقل های عصبی" مربوط به خودخواهی انسان غلبه کند، ساخته نشده است.

اما پزشکان معنوی بشر، از قرن ها پیش، راه حل های بی نظیر و درخشانی، برای مقابله با خودخواهی و تکبر او پیشنهاد کرده اند که بنا بر فرمایش حضرت علی (ع) در صدر این راه حل ها، "نماز" جای دارد. 
در سرتاسر اذکار نمازهای یومیه، ضمایر متکلم مع الغیر(جمع) به جای ضمایر متکلم وحده(مفرد) به کار رفته است، به این معنی که پیوسته "ما بودن" و نه "من بودن" در نماز، تکرار و تلقین می گردد و این موضوع در رفع بسیاری از اختلالات پیچیده شخصیتی، از جمله اختلال شخصیت اسکیزوئید(منزوی)، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، اختلال شخصیت اسکیزوتایپی( اسرار آمیز)، اختلال شخصیت خودشیفته و .. نقش مهم و اساسی دارد. چرا که در همه این اختلالات برتری "من" نسبت به "ما" زیر بنای بیماری به حساب می آید.

در حالی که در جریان نماز این "ما" است که اهمیت می یابد و" من" بودن انسان(به عنوان مثال خودخواهی و تکبر او ) به فراموشی سپرده می شود.

اما جالب این جاست که در اذکار نماز تنها یک جا سخن از" من" به میان می آید و آن زمانی است که بنده ی ناتوان، در نهایت ذلت در مقابل پروردگار خود، کرنش می کند و به رکوع می رود. پس آن گاه خود را در مقابل آفریننده خویش به خاک می اندازد و به سجده می رود و می گوید: سبحان ربی الاعلی و بحمده.

"سجده" در روایات بالاترین مرتبه قرب نمازگزار، به پروردگار معرفی شده است.(2)
ادامه درمان در پست بعد




کلمات کلیدی :

نارسیس لب جوی آبی نشست 2

ارسال‌کننده : در : 87/1/31 3:38 عصر

خودشیفته ها، چنان چه کمی استعداد یا موفقیت در زمینه ای داشته باشند، در آن مورد به شدت مبالغه می کنند و انتظار دارند بدون هیچ دلیلی با آن ها به صورت فردی بی نظیر، مخصوص و استثنایی رفتار شود!

این بیماران برای رسیدن به اهداف خود، به راحتی از دیگران سوء استفاده می کنند و در اشتغال ذهنی دائم، با مفاهیمی چون: موفقیت، قدرت، استعداد درخشندگی، زیبایی و ایده آلیسم به سر می برند و پیوسته در پی شکار اظهارات محبت آمیز و تعریف و تمجید دیگران می باشند.

نمونه مبتلایان به این اختلال را، در جامعه ما نیز بسیار می توان یافت. مثلا کسانی که تصور می کنند ضرورتی ندارد آن ها هم در صفی که دیگران منتظر ایستاده اند، انتظار بکشند!

این تافته های جدا بافته که خود را بر همه چیز و همه کس ترجیح می دهند، با عناوینی چون: از خود متشکر، خودخواه، مغرور، متکبر، از خود راضی و .. در جامعه ایرانی شناخته می شوند و با این صفت بد خود، ناراحتی های متعددی را برای خود و اطرافیان شان ایجاد می کنند.
آیا این بیماری که  نامش از لب جوی نشستن نارسیس گرفته شده و... درمان دارد؟
درمان تو پست بعدی.............




کلمات کلیدی :

نارسیس یه روز لب جوی نشست 1

ارسال‌کننده : در : 87/1/31 3:33 عصر

به نام خدا
یه روز نارسیس لب جوی آبی نشست و ...........
بذارین از سایت تبیان براتون کپی کنم با منبع :

**نارسیس نام پسر جوان افسانه ای است، که در دوران قدیم، تصویر خود را در آب زلالی مشاهده کرد و نه یک دل بلکه صد دل، عاشق خود شد!؟ و این داستان عجیب، وجه تسمیه ای برای معرفی نوعی اختلال موسوم به اختلال شخصیت خود شیفته (1) (narcissistic personality  disorder) گردید.

افراد مبتلا به این اختلال، دچار احساس عمیق اهمیت شخصی و خود بزرگی بینی هستند و به نوعی به بی نظیر بودن خودشان اعتقاد دارند......
آنها خود را آدم های خاصی می پندارند و انتظار دارند که به طور خاصی با آنان مدارا شود. اینان هرگز تحمل انتقاد را ندارند و چنان چه کسی از آنان انتقادی بکند، دچار خشم می گردند یا ممکن است آنچنان به رفتار خود اطمینان داشته باشند که شخص انتقاد کننده را جز ابلهی بیش به شمار نیاورند و نسبت به انتقاد او "کاملا" بی تفاوت باشند.
همه رو اینجا بذارم بیشتر از دو دقیقه میشه بقیه تو پست بعدی




کلمات کلیدی :

بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین

ارسال‌کننده : در : 87/1/31 11:40 صبح

سلام
من همیشه نوبتم جمعه بود ؛ اون هفته حالم خیلی خوب نبود ؛ یه مشکلی داشتم نتونستم دومین رو دنبال کنم
دیشب آخر شب وقتی خواب بودم مادرم به من گفت فردا مثل اینکه نوبت شماست
منم این دو سه بیت رو فعلا به ذهنم رسید  (میدم مامانم بذاره)  تا از مدرسه بر گردم و مطالب بهتری بذارم

***************
ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن ار اهل دلی  خود تو بگوی

***********************
بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین
کین اشارت ز جهان گذران ما را بس



کلمات کلیدی :

موضوع این هفته

ارسال‌کننده : حامد احسان بخش در : 87/1/31 12:6 صبح

سلام

با جیره بندی اینترنت مواجهم این روزا. سریع می رم سر اصل مطلب.
موضوع این هفته: لب جوی، تام و جری.
موضوع تام و جری رو سایه خانم انتخاب کردن البته. شما هم اگه موضوعی تو ذهنتون هست کامنت خصوصی یا عمومی بذارید.
برنامه هم ان شاالله به این صورته:


شنبه:فاطیما
یکشنبه:رائد
دوشنبه: بنده حقیر!!
سه شنبه: سایه
چهارشنبه: کبری (جدید!)
پنج شنبه:محمدهادی
جمعه: زینب




کلمات کلیدی :

پارک قبرستان!!

ارسال‌کننده : در : 87/1/30 3:23 صبح

سنگ قبر که مرا یاد "پارک قبرستان" سر کوچه مان می اندازد. یاد الاکلنگی که هر وقت سوارش می شوی بی شک مرگ را جلوی چشمانت می بینی! یاد قبر هایی که روزی روزگاری سنگ داشتند و حالا زمین فوتبال پسرک های محله شده اند!

 

پارک قبرستان

 

پارکی که سر راه هر روزه ام هست و با دیدن سنگ قبرهای افتاده در یک کنار و پسرک های مشغول بازی، با خودم می گویم:«نُچ، اینجا جای مردن نیست، خدا جان لطفی کن و عزرائیل را در وطن بفرست سراغم؟!!» دعای هر روزه ام شده. و کار هر روزه ام که بعد ناخواسته دلم پر کشد ایران و بهشت زهرا...بهشت زهرا و آن سنگ قبر مشکی رنگ و عکس عزیزم که روی آن حک شده. و من چه دوست می داشتم جمعه صبح هایی را که راهی بهشت زهرا می شدیم و بوسه باران می کردم آن سنگ قبر مشکی رنگ را...

سنگ قبری که مرا یاد مرگ می اندازد و چه خوب است اگر گاه گداری به یاد بیاورم که نیامده ام برای ماندن و اینجا ایستگاه آخر نیست!

 




کلمات کلیدی :

کادوی تولد، سنگ قبر

ارسال‌کننده : در : 87/1/29 3:4 صبح

بدون این‏که بخوام به زور این دو کلمه رو بهم ربط بدم، با یه فعالیت ذهنی که تو منطق بهش میگن عمل فکر کردن، نوشته سوتک این تصویر رو برای من به وجود آورد که:
سنگ قبر برای کسی که خوب زندگی کرده و با اشتیاق از دنیا رفته، مثل کادوی تولدش به دنیای جدیدشه.
در مقابل، وقتی با رفتن کسی، عده ای از از رنج حضورش آزاد میشن، با دیدن سنگ قبرش انگار کادوی تولدی دوباره رو می‏بینند!

حالا با این دیدگاه، دوباره نگاه کنید!

 

 

ته نوشت:
  جر زنی نکرده م تو نوشتن! می دونید که چقدر منضبطم؟!
نوشته ی فوق کار جناب آقای فضل الله نژاده! ولی خب به نام خودمون ثبتش می کنیم تا ایشون دیگه تو نوشتنا بی نظمی نکنن! تا ماه به ماه صفحه مدیریتشون باز نشه و نتیجه این شه که پسوورد یادشون بره  
فقط امیدوارم این کار خیر و کمک به یکی از نویسندگان دومین موجبات اخرررررراجیده شدن مجدد مارا فراهم نیاورد!

ته ته‏نوشت:
من شرمنده!  مجبورم کرده‏ن حق کپی رایت رو نادیده بگیرم و عکسی رو که امضای صاب عکس برداشته شده رو تو این پست بذارم! با این توجیه که:
hadi fazl: خب من روش کار کردم
hadi fazl: شده یه چیز دیگه

فکر کنم الان رسما فاتحه‏م خونده اس با این افشاگریم!!!!




کلمات کلیدی :

خدا بگم چی کارت کنه سوتک!!

ارسال‌کننده : سایه ساروی در : 87/1/28 1:54 صبح

از روزی که موضوع هفته رو دیدم ، خب در موردش فکر کردم و واقعیتش چون به همکارانم گفته بودم چرا غمگین نوشتین، برا اینکه خودی نشون بدم، دلم می خواست محض ریا، یه چیز متفاوت بنویسم و البته شاد.
بمونه که هر چی فکر میکردم انگاری ذهنم یاری نمی داد. بود و بود تا.......
دو سه روزی بود که سرما خورده بودم شدیدا و بر اثر مصرف داروهای آنتی بیوتیک حال چندان مناسب و درست و درمونی نداشتم ( از شیطنتامون تو کامنتدونیا معلومه).
دیروز تو محل کارم بودم و ، باز از صبح با ضعف شدید دست و پنجه نرم میکردم تا اینکه دم دمای ظهر از پشت میزم بلند شدم تا برای آوردن آب به آبدارخونه برم که در جلوی درب آبدارخونه بر اثر سرگیجه شدید، محکم با سر، با درب آبدارخونه برخورد کردم و برخورد همانا و انگاری سرم به سنگ لحد خورده باشه، یوهویی ....
اووووووووووووف ، خدا بگم چی کارت کنه سوتک......
اول چیزی که تو اون حال جلو چشمم اومد و ذهنم رو پر کرد، عکس سنگ قبر کادو پیچ شده ی پست سوتک بود تو وبلاگ دومین و کامنت من که گفته بودم، بنویسیم در مورد عروسی که به مادر شوهرش سنگ قبر هدیه داد و از این حرفای خوشمزه .
بابا توبه........
 




کلمات کلیدی :

کادوی تولد

ارسال‌کننده : حامد احسان بخش در : 87/1/26 11:20 صبح

انشای من در مورد کادوی تولد:

کادوی تولد خیلی چیز خوبی است.
خصوصا اگر حسابی سوپ ریز بشی.
خصوصا اگه دقیقا همون چیزی باشه که تو بهش نیاز داشتی.
خصوصا اگه از بهترین عزیزت باشه.
خصوصا اگه 25 آذر!! باشه.
نتیجه گیری:
انرژی هسته‏ای حق مسلم ماست.
دوستت دارم ای فرستنده‏ی کادوی تولد. همانا که فرستنده مهربان و عزیز است!




کلمات کلیدی :

   1   2   3   4      >