سفارش تبلیغ
سرور مجازی
سرور مجازی

اعتراض داری؟

ارسال‌کننده : رائد در : 87/7/21 4:33 عصر

شیرین‏ترین و جذاب‏ترین چیز درباره‏ی وبلاگ‏نویسی اینه که... خب چیه؟ دارم می‏گم دیگه! حالا درست که دیر کردم ولی خب دارم می‏نویسم. ای بابا. داشتم می‏گفتم.

اصلا نمی‏گم. هه! فکر کردی مثلا بری دو خط پایین‏تر مثلا اتفاقی می‏افته؟! اصلا می‏خواستم بگم شیرین‏ترین و جذاب‏ترین چیز وبلاگ‏نویسی همینه که... اصلا نمیگم.

باشه حالا!

اصلا شیرین‏ترین و جذاب‏ترین چیز درباره‏ی وبلاگ‏نویسی، «اینه که» نداره! هه! شیرین‏ترین و جذاب‏ترین چیز درباره‏ی وبلاگ‏نویسی ... . یه چیزی رو می‏دونید؟ چند بار از «شیرین‏ترین و جذاب‏ترین چیز درباره‏ی وبلاگ‏نویسی» توی این چند خط استفاده کردم؟!

شیرین‏ترین و جذاب‏ترین چیز وبلاگ‏نویسی، برداشت‏های شدیدا خارق‏العاده از وبلاگ‏نویس جماعت و وبلا‏گ‏نویسیه! البته اون وقتا بیشتر بود. مثلا می‏گفتی طرف وبلاگ‏نویسه! معنیش این بود که کافره! یا یه جای دیگه وقتی میگفتی یارو وبلاگ‏نویسه، معناش این بود که کافره! ببخشید تکراری شد! معناش این بود که دوم خردادیه یا ضدانقلابه!

تموم شد دیگه! یه روزی این وبلاگا پر از «ترین»ـا بود؛ الان دیگه همه عادی شدن!




کلمات کلیدی :

این ریختیا دیگه ...

ارسال‌کننده : سایه ساروی در : 87/7/20 3:21 صبح

خب . یه جورایی سلام.راستش وقت کمه و مطلب بسیار (کلاس و از این حرفا)
این مدت که تو دومین مینویسم، خب معمولا سعی نکردم که کلاس و از این حرفها بذارم برای نوشتنم. معمولا هم صفحه رو باز میکنم و فی البداهه می نویسم. همیشه موقع نوشتن یه جورایی مخاطب رو روبروی خودم حسش میکنم. برای همین معمولا محاوره ای می نویسم. البته در خصوص متنای رسمیی که نوشته میشه این مطلب صدق نمیکنه. مثلا مطالبی از نوع گزارشات چارقد و یا مقاله هایی که گاه و بی گاه از دستمون در میره و اونجا مینویسم ، این مطلب صدق نمکنه. اونا رسمیت خودشون رو دارن و جدیت می طلبند.
چیزی که در نوشتن برام مهمه ، اینه که خودم بتونم با متنم ارتباط برقرار کنم. پس بی تعارف بگم اگه متنتون به دلتون ننشست، خب بدونین که به دل هیچکس ننشسته.
مطلب بعدی در مورد کامنت و کامنت گذاریه. در یک جمله میگم. من فکر میکنم که کامنت گذاشتن احترام به زحمتیه که نویسنده ی مطلب برای نوشتن اون مطلب کشیده (اسمایلی مثلا خودم و این نصفه شبی و از این حرفا). میبینم که بعضی ها فکر میکنند که کامنت گذاری از کلاس کارشون میاره پایین. من فکر میکنم اگه مطلبی ارزش خوندن داشته پس ارزش یک دقیقه وقت گذاری برای تشکر از نویسنده ی مطلب  رو هم داره. حالا خواه این تشکر با نقد مطلب یا رد و تائید اون باشه. تازشم زیاد از آدمک  گذاری در متن خوشم نمیاد .

منتظر بقیه اش که نیستین؟ تا همینجاشم فکر کنم جناب احسان بخش برای پرگویی، اخراجم کنن. باور کنین خستمه و یه جورائیم الان این ریختیم

یا علی.




کلمات کلیدی :

تجربیات ناب از دنیای وبلاگ نویسی

ارسال‌کننده : حامد احسان بخش در : 87/7/19 7:5 عصر

خدا را شکر، فکر میکنم دومین در هفته اول آغاز به کار خودش، بازگشت مقتدرانه و کولاکانه ای! داشت تا جایی که اگه اشتباه نکنم بازدید برخی روزها به بیش از 300 نفر در روز هم رسید. لازمه که از همه دوستان نویسنده و خواننده و خورنده و پزنده و اینا تشکر کنم!
با توجه به اینکه قرار بود کوتاه بنویسیم سریع برم سر اصل مطلب. قبل از اعلام موضوع باید اعلام کنم که موضوع این هفته وبلاگ درون دومینی! هست و شاید چندان برای مخاطبان دیگه جذابیت نداشته باشه و شایدم داشته باشه.
از بین نویسندگان بزرگوار دومین از تجربه 2 ساله وبلاگ نویسی داریم تا 8-7 ساله. (جناب فضل تحویل بگیرند)
کم کمش در حال حاضر در این وبلاگ 4 نفر از اساتید حرفه ای وبلاگ نویسی هست. نیاز به معرفی که نیست؟ هست؟ نه نیست. چون اگه بگم لو شخصیت مجازیشون تبدیل می شه به شخصیت حقیقی!
این هفته قراره هر یک از دوستان، یک یا چند مورد از تجربیات وبلاگی که در مدت زمان حضورشون در این عرصه کسب کرده اند رو بنویسند. این تجربیات می تونه از مسائل فنی مثل نیم فاصله تا تعداد عکس در هر پست یا مثلا استفاده از سایتهای کمک وبلاگی!! باشه تا مسائل محتوایی مثل چطور نویسی و نکات نویسندگی و یا حتی خاطرات بامزه یا غمگینانه و طرز کامنت گذاشتن و استفاده از اسمایلی و از این جور موارد. خلاصه در نوشتن هر جور تجربه ای آزادی کامل وجود داره.

نکته ی خیلی مهم:
طبیعیه که با برخی از مطالب دوستان موافق نباشیم و به نظرمون غیر منطقی بیاد. از همین تریبون! رسما اعلام می کنم اگر کسی با مطالب مخالف باشه و تو کامنت ها اعلام نکنه و بعد در مطالب خودش از این تجربه استفاده نکنه دیگه عصبانی می شم و اینا!
برای مثال اگه کوثر خانم در مورد نیم فاصله صحبت می کنند و من به چنین چیزی اعتقادی ندارم باید بیام و دلایل و نظراتم رو مطرح کنم.یا لااقل اعلام کنم که من از این قرطی بازیا خوشم نمیاد! کوثر خانم هم طبیعتا دلایل و توضیحات خودشون رو بیارن. اگه قانع شدم که خب از این به بعد باید به این موضوع پایبند باشم اما در صورتی که قانع نشدم می تونم در یادداشت هام به این مورد عمل نکنم. البته در صورتی که هیچ عکس العملی هم نسبت به یادداشت کوثر خانم نشون ندم نشونه ی تایید و عمل به تجربه ایشون خواهد بود. اینم بگم تنها کسی حق داره که از به اون تجربه عمل نکنه که قبول نکرده باشه. یعنی اگه من در مورد تجربه کوثر خانم قانع نشم، فقط من می تونم عمل نکنم و مثلا رائد باید حتما عمل کنه. خلاصه از ما گفتن بود.

برنامه هفته:
شنبه: سایه
یک شنبه: رائد
دوشنبه: مهندس فخری (امیدوارم با توجه به تجربه شون ما را مستفیض کنند. اسمایلی هندونه)
سه شنبه: مهمان هفته
چهارشنبه: فاطیما
پنج شنبه: شیخ الفقها و الوبلاگ نویسون محمدهادی فضل الله نژاد معروف به پدر بزرگ وبلاگ نویسان!
جمعه: کوثر
مطابق معمول سر من و زینب هم بی کلاه موند که خب با توجه به اینکه تجربه وبلاگیمون از بقیه دوستان کمتر هست ترجیح می دیم از تجربیات دیگران استفاده کنیم و برای هفته های اینده ما هم برای خودمون نظریه پرداز بشیم.



کلمات کلیدی :

می شکند

ارسال‌کننده : در : 87/7/19 12:54 صبح

 

بالاخره

یک روز،

می‏شکند؛

چینی ترک‏خورده!




کلمات کلیدی :

چینی نباش !

ارسال‌کننده : در : 87/7/18 12:41 صبح

چینی نباش که ترک بُخوری به تَلنگُری. چه رسد که بٍشکنی. 

سنگ باش.
اما مواظب باش که ترک برندارد چینی کسی از تو. حتی به تَلنگُری. چه رسد که بٍشکانی.



کلمات کلیدی :

درخت دوستی!

ارسال‌کننده : در : 87/7/17 12:20 صبح

تنها با سوتفاهمی کوچک، ضربه ای سنگین به ریشه درخت تنومند دوستی و رفاقتی چندین ساله وارد می شود.

همین بس که درونم طوفانی بر پا شود و امواج خشمگینش به قلبم کوبد....و حالا درد تمام تکه های قلب شکسته ام را فراگرفته....

و من در به در و کوی به کوی به دنبال آن بندزن سر کوچه مادربزرگ می گردم که ترک چینی ها را بند میزد با عشق و دوستی...دریغا که اثری از او نیست....و افسوس که دیگر هیچ چیز مثل قبل نخواهد شد...

نه چینی ترک خورده قلب ها و نه تنه شکسته درخت دوستی...




کلمات کلیدی :

کار از ترک گذشته ...

ارسال‌کننده : سایه ساروی در : 87/7/16 12:19 صبح

کارش از ترک و مو برداشتن هم، گذشته... یه جورایی چندین هزار باره شکسته و بندش زدن و بهم وصلش کردن. برای چی؟؟؟ خب برای اینکه هر کی بهش رسید فکر کرد میتونه محکش بزنه و .... یه تلنگر بهش زد. دشمنها که جای خود، حتی دوستان نیز از تلنگرا بی نصیبش نذاشتن.
اینا باز جای خود، حتی متولیانش ، همونا که سنگش رو به سینه میزدند هم نتونستن خوب محافظتش کنن. . . . افتاد ؟؟؟؟!!!! .... یه چرخ تو وبلاگستان بزنین؟ از وبلاگ 15 ساله ها گرفته تا اساتید دانشگاه و مهندس ها و دکترها، با انصاف ها و بی انصاف ها، کارشناس ها و غیر کارشناس ها ، همه و همه در موردش کارشناسی میکنن و تو وباشون مشغول واکاوی این چینی ترک خورده که نچ .... این چینی شکسته هستند. 
سیاست ترک خورده ی ایران سالهاست که مورد بی مهری قرار گرفته. هم از جانب دوستان و هم دشمنان. هر کسی از راه میرسه به خودش اجازه میده در خصوص مسائل خرد و کلان سیاست  اظهار نظر کنه. و بعد هم تلنگری و در نهایت ذبحی... اونم از نوع ذبح شرعی و کاملا کاملا شرعی !!!
نمیگم اظهار نظر ایراد داره، اما اظهار نظر حق بجانانه ( چه کلمه ای !!) و بی پایه و اساس فقط لطمه به ماهیت وجودی این بی خانمان شکست خورده می زنه. اظهار نظر در خصوص شخصیت های خرد و کلان جامعه. از رییس جمهور گرفته تا مدیریت های خرد جامعه....
آقا گناه داره این شکسته ی بی پناه. کمتر آزارش بدین. دیگه جایی برای بند زدن به دیواره اش باقی نمونده...
یحتمل طولانی شد و ...




کلمات کلیدی :

سینمای ...

ارسال‌کننده : حامد احسان بخش در : 87/7/15 12:27 صبح

به سراغ من اگر می‌آیید/ نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد ................

                                 

  

و قس علی هذا

                                                  




کلمات کلیدی :

وااای...

ارسال‌کننده : در : 87/7/14 1:0 صبح


برداشت 1=

مامان:صدای چی بود؟؟؟؟؟
فرزند: واااااای مامان‏‏‎ اون گلدون قدیمیه که یادگار مادربزرگ بود از دستم افتاد ترک برداشت...
مامان:آخه تو مگه چشم نداری خب حواستو جمع کن دیگه...الهی که بگم.....

 

برداشت 2=

مامان:صدای چی بود؟؟

فرزند: واااااای مامان‏‏‎ اون گلدون قدیمیه که یادگار مادربزرگ بود از دستم افتاد ترک برداشت...
مامان: فدای سرت...خودت که چیزیت نشد؟؟؟

 -----

گاهی اوقات چینی ترک خورده بیشتر از یه چینی سالم قدیمی ، برای آدم خاطرات گذشته شو زنده می کنه...

خدا کنه چینی های ترک خورده و شکسته  باعث ترک خوردن یا شکستن دل کسی نشه
آمین

 

پ.ن1: با تشکر از مادر مهربانم برای پیش بینی عکس العمل های مادران دو برداشت

 




کلمات کلیدی :

ستون ترک خورده!

ارسال‌کننده : در : 87/7/13 9:19 صبح

یا رفیق

                  

 

                  

 

                  

 

                

 

                




کلمات کلیدی :

<      1   2   3      >